لوگوی سایت

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان، نه به دستی ظرفی را چرک می کنند، نه به حرفی دلی را آلوده، تنها به شمعی قانع اند
و اندکی سکوت ...

"حسین پناهی"

مشاهیر
 تصویری از ماه چهره خلیلی
ماه چهره خلیلی

وفات: ۱۳۹۹/۰۵/۱۷

هنرمند (بازیگر سینما و تلویزیون)

 تصویری از خسرو سینایی
خسرو سینایی

وفات: ۱۳۹۹/۰۵/۱۱

هنرمند (کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، آهنگساز و نوازنده)

 تصویری از سید محمد جواد آیت اللهی
سید محمد جواد آیت اللهی

وفات: ۱۳۹۹/۰۵/۰۷

عالم دینی (امام جمعه موقت یزد)

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست، هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته بجاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

"ژاله اصفهانی"

یادبود امروز
 تصویری از سید شمس الدین وهابی
سید شمس الدین وهابی

وفات: ۱۳۹۸/۰۵/۱۸

سیاستمدار (عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، نماینده مردم تهران در مجلس ششم، استاد دانشکده معدن دانشگاه تهران و از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت)

 تصویری از رضا عقیلی
رضا عقیلی

وفات: ۱۳۹۸/۰۵/۱۸

هنرمند (فیلم‌نامه‌نویس، دستیار کارگردان، کارگردان و بازیگر فیلم )

 تصویری از قربانعلی تاری
قربانعلی تاری

وفات: ۱۳۹۷/۰۵/۱۸

ورزشکار (از نخستین دروازه‌بان‌های تیم ملی فوتبال ایران، نخستین گزارشگر ورزشی در رادیو، مفسر ورزشی تلویزیون)

مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،

بدان که زندگی می کنی …
همدلی
لوگوی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران
لوگوی انجمن حمایت از کودکان کار
لوگوی مهربانه
لوگوی خیریه مهر مبین
لوگوی بنیاد نیکوکاری کمک
لوگوی سمر
لوگوی بنیاد کودک
لوگوی کمیته امداد امام خمینی
لوگوی موسسه خیریه کهریزک
لوگوی موسسه خیریه بهنام دهش پور
لوگوی موسسه خیریه محک
لوگوی موسسه ی ای بی
لوگوی گروه جامعه یاوری فرهنگی
لوگوی موسسه نیکوکاری مهرآفرین
لوگوی جمعیت امداد دانشجویی – مردمی امام علی
لوگوی موسسه خیریه اشرف الانبیا
لوگوی موسسه خیریه پیام امید
لوگوی بنیاد دانش
لوگوی سرای احسان
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.

یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.

آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید

که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید،

آن زمان که تنگ میبندید
بر کمرهاتان کمربند،

در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کند بیهود جان قربان!

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره، جامه تان بر تن؛

یک نفر در آب می خواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته می کوبد

باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه هاتان را ز راه دور دیده

آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بیتابش افزون
می کند زین آبها بیرون

گاه سر، گه پا.
آی آدمها!

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می پاید،
می زند فریاد و امید کمک دارد

آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج می کوبد به روی ساحل خاموش

پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش
می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می آید:
" آی آدمها "...

"نیما یوشیج"